خرید بک لینک
اینروزا خیلی حالم بده ده روز پیش قاسم بهم زنگ زد ک خونه دزد اومده نون خشکارو با شیشه های خالی رو برده بعد ن شیشه شکسته ن هیچی وارد خونه شده چ دزد با ادبی امد اینجا ازش گله کردم بغلش گریه کردم چرا اینج

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:03

قاسم 5 شنبه اومد خونه رفت کتو شلوارشو پوشید حاضر شد مادر بابم گفتن بیا بیرون احوال شوهرتو بپرس گفتم نه بمن کاری نگیرین غرورم اجازه نمیداد بخاطر دروغاش نرفتم جلو بیشتر لج کردم رفتم تو انباری اومد صدام

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:03

برای اولین بار بعد 6 ماه با قاسم رفتیم تفریح خانوادم با ماشین منو حسنو خانومش و قاسم با موتور رفتیم کلی اب بازی کردم جوری ک بدنم گرفته بود تا دوروز ..قاسم شب جلوتر پیام داد من میام تا ظهر میرسم گفتم د

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:03

تو اینهمه قهرو اشتی 9 ماه گذشت ولی مطمئنم قاسم اعتیاد داره اما نمدونم چی مصرف میکنه خدا نکنه شیشه باشه خستم از بخت سیاهم خانوادم میدونن مادر چند بار زده تو سرم این حرفو ولی اسم طلاق میاد میگن اون بچه

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 20:03

صفحه بندی